درباره وبلاگ

فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
اینو عزیزم بهم گفت که بزارم منم گفتم چشم 
من می گم بهم نگاه کن تو می گی جون فدا کن
من می گم چشات قشنگه تو می گی دنیا دو رنگه
من می گم چقدر تو ماهی تو می گی اول راهی
من می گم بمون همیشه تو می گی ببین نمیشه
من می گم خیلی غریبم تو می گی نده فریبم
من می گم یه عمره سوختم تو می گی قلبمو دوختم
من میگم چشماتو وا کن تو می گی منو رها کن
من می گم خیلی دیوونم تو می گی آره می دونم
من می گم دلم شکسته تو می گی می شه خسته
من می گم بشین کنارم تو می گی دوستت ندارم
من می گم واسه ام دعا کن تو می گی نذر رضا کن
من می گم شدم فراموش تو می گی نرفته از هوش
من می گم که رفتم از یاد تو می گی نمرده فرهاد
من می گم باز شدم هیرون تو می گی بیچاره مجنون
من می گم ازم بریدی تو می گی نا امیدی
من می گم واسم عزیزی تو می گی زبون می ریزی
من می گم تو خیلی نازی تو می گی غرق نیازی
من می گم دلم را بردی تو می گی به من سپردی
من می گم تنهایی سخته تو می گی این دست بخته
من می گم راه تو دوره تو می گی چاره عبوره
من می گم دل تو رفته تو می گی هفت روزه هفته
من می گم می خوام بشم گم تو می گی حرفهای مردم
من می گم تنهام نزاری تو می گی طاقت نداری
من می گم خدا به همرات تو می گی چه تلخه حرفات
من می گم اهل بهشتی تو می گی چه سرنوشتی
من می گم تو بی گناهی تو می گی چه اشتباهی
من می گم که غرق دردم تو می گی می خوام برگردم
من می گم خیلی دیوونم تو می گی آره می دونم
من می گم دلم شکسته تو می گی می شه خسته
من می گم بشین کنارم تو می گی دوستت ندارم
من می گم واسه ام دعا کن تو می گی نذر رضا کن
من می گم شدم فراموش تو می گی نرفته از هوش
من می گم که رفتم از یاد تو می گی نمرده فرهاد
من می گم باز شدم هیرون تو می گی بیچاره مجنون
من می گم ازم بریدی تو می گی نا امیدی
من می گم واسم عزیزی تو می گی زبون می ریزی
من می گم تو خیلی نازی تو می گی غرق نیازی
من می گم دلم را بردی تو می گی به من سپردی
من می گم تنهایی سخته تو می گی این دست بخته
من می گم راه تو دوره تو می گی چاره عبوره
من می گم دل تو رفته تو می گی هفت روزه هفته
من می گم می خوام بشم گم تو می گی حرفهای مردم
من می گم تنهام نزاری تو می گی طاقت نداری
من می گم خدا به همرات تو می گی چه تلخه حرفات
من می گم اهل بهشتی تو می گی چه سرنوشتی
من می گم تو بی گناهی تو می گی چه اشتباهی
من می گم که غرق دردم تو می گی می خوام برگردم
من می گم چیزی می خواستی تو می گی تشنه ام راستی
من می گم با تو چیکار کرد تو می گی کشت و فرار کرد
من می گم بخشش سیاهه تو می گی اون بی گناهه
من می گم می یاد یه روزی تو می گی داری می سوزی
من می گم رنگت چه زرده تو می گی بر می گرده
من می گم بیاد الهی تو می گی خیلی ماهی 
من می گم ماهت سفر کرد تو می گی تو رو خبر کرد
من می گم تو بی وفایی تو می گی بریم یه جایی
من می گم دلم اسیره تو می گی نه خیلی دیره
من می گم به روزها شک کن تو می گی بهم کمک کن
نوشته شده توسط دو عاشق در جمعه 1385/11/06 ساعت 21:0 موضوع | لینک ثابت